زندگينامه شهيد پرويز آقاجان‌نتاج

    شهيد پرويز آقاجان‌نتاج آهنگر فرزند موسي سيزدهم اسفندماه 1342 در روستاي آهنگركلاي بزرگ از قريه شهرستان بابل در يك خانواده مذهبي و كشاورز چشم به جهان گشود و در دامان پرمهر مادر پرورش يافت. در كودكي از زكاوت و هوش سرشار بهره‌مند بود به همين خاطر قبل از ورود به دبستان به مكتب‌خانه نزد مرحوم ملاابوذر حسني رفت و به جهت علاقمندي زياد، قرآن كريم را ظرف مدت 3 ماه كاملاً آموخت و علاقه‌مند زيادي به خواندن قرآن داشت. تحصيلات ابتدائي را در دبستان محل شروع كرد و بعد از اتمام تحصيلات ابتدائي به جهت مشكلات موفق به ادامه تحصيلات نشد.
   از سجاياي اخلاقي ايشان، فردي خوش قلب و مهربان و دلسوز بود و به خواندن قرآن و نماز علاقه زيادي داشت، زورگوئي‌ها را تحمل نمي‌كرد در گرفتن حق خويش و ديگران بسيار مصمم بود.
   از گذشت و ايثار او همين، نكته بس، كه داوطلبانه با درخواست از فرمانده به جاي شخص ديگري به جبهه رفت و شهادت نصيب او شد.
   نظر او در رابطه با مرگ: در آخرين روزهاي مرخصي او تاريخ 10/4/63 بود كه حركات و رفتار و سخنان عجيبي از او سر مي‌زد كه مادرم جهت راهنمائي به ايشان گفت پسرم، اينطور كه تعريف مي‌كني بي‌محابا به جلو نرو، احتياط را حفظ كن. در جواب چنين گفت مادر جان مرگ نه در دست من است نه د ردست تو، احتياط شرط لازم است، اما بدان اگر يك چهارديواري درست كنند و عرض و طول ديوار و سقف آن به اندازه يك متر بتن و آرمه داشته باشد و انساني در آن قرار دهند تا از مرگ نجات پيدا كند تا خواست خدا نباشد چنين نخواهد شد. حال من كه در جبهه هستم احتياط شرط لازم است نبايد بيراهه به آب و آتش زد اما اينجا مسئله سعادت دنيوي و اخروي است.
   اگر خدا شما و مرا لياقت سعادت دانست شهادت را نصيبم و سعادت دنيوي و اخروي را نصيب همه اهل خانواده مي‌گرداند و اگر جايز ندانست چنين امري تحقق پيدا نمي‌كند و در ادامه در مقابل چشمان اشك آلود مادر چنين گفت: ناراحت و نگران من نباش اگر من مجروح شدم خبرم سريع به شما مي‌رسد و اگر شهيد شوم روحم به شما ملحق مي‌شود و جسم بي‌روح مرا به هر طريق ممكن به شما مي‌رسانند، مادر در شهادتم شكيبا باشد و گريه و زاري نكن، الحمدالله برادر بزرگتر و خواهرانم در كنار تو هستند.
خاطرات او در جبهه به نقل از يكي از همرزمانش به نام ولي‌ا... قاسم‌زاده در مركز بهداشت بابل مشغول بخدمت مي‌باشد و روز شهادت در كنار ايشان بود و مي‌ديد كه چگونه دشمن تيرخلاص به بدن مباركش مي‌زد چنين تعريف مي‌كرد. شهيد پرويز، فردي دلسوز، شجاع و نترس بود در مقابل نيروهاي ضدانقلاب در منطقه كردستان بسيار جسور و بي‌باك بود و سري نترس داشت و در هر عمليات پيش‌كسوت بود جايي ديگر كه همرزمانش براي ضربه‌زدن به دشمن وحشت داشته‌اند، ايشان پيش‌قدم مي‌شدند و بعد از انجام هر عملياتي چهره خندان، شاداب داشت و خستگي در چهره‌اش نمودار نبود و موجب تقويت همرزمانش مي‌شد، به همين خاطر در مدت كوتاهي مورد تشويق مداوم فرماندهان قرار گفت و درجه دريافت نمود، هيچ وقت در زمان عمليات خستگي را احساس نمي‌كرد و پشت به جنگ نمي‌نمود زبانزد همه در منطقه عملياتي بود كه همين شجاعت و ايستادگي ايشان بود كه دوستانش در عمليات نصر نجات پيدا كردند و ايشان در ساعت يك بعدازظهر تاريخ 23/2/63 در روستاي سردشت بيوران كردستان به درجه شهادت نائل آمد.

لازم به توضيح است كه راديو بغداد در شب 23 تيرماه چنين اعلام كرد يكي از سربازان خميني جسورانه در برابر نيروهاي دمكرات مقاومت مي‌كرد با كمك نيروهاي ما، مقاومت در هم شكست و كشته شد و يك عدد ساعت و مقداري پول از ايشان به غنيمت گرفته شد. ضمناً ايشان در آخرين نامه خود شعري را به شرح زير براي برادر بزرگترش ارسال نمود.

فلك داد خبرم روز نخستين                                           بحرف غ و م بنموده رنگين
 چو ماوا و مكانم گشته غريب                                          بشد پامال غم اين جان شيرين
                     لبانم بسته گرديده زگفتار                   زبس ناليدم از فرقت يار
                     براي خاطر عهدي كه بستم             كشيدم ذلت و غم رنج بسيار
                     زمانه شهر غربت مسكنم كرد            جدا از دوستان و ميهنم كرد
                     نمي‌دانم چه بد كردم حقيقت                  فلك غمهاي عالم بر تنم كرد


                                                                                                     والسلام عليكم و رحمته‌الله و بركاه


وصيتنامه شهيد پرويز آقاجان‌نتاج

« الحمدالله رب‌العالمين باريءالخلائق اجمعين والصلاه والسلام علي خاتم‌النبين ابي‌القاسم محمدوآله‌الطاهرين و علي قيام يوم‌الدين »
 
پدر بزرگوارم مادر مهربانم، برادران و خواهران عزيز و ارجمندم، سلام عليكم و رحمه‌الله، خداوند متعال به همه شما طول عمر با عزت و با بركت عنايت فرمايد و شما را در امور زندگاني و حفظ اسلام و قرآن موفق و مؤيد بدارد.
   اكنون كه به فضل و رحمت خداوند متعال لياقت و شايستگي جهاد در راه خدا را پيدا كرده‌ام آرزوي من اين است كه با درجه شهادت به لقاء خداوند بزرگ برسم. لذا پس از شهادت گواهي به وحدانيت خدا و نبوت رسول اكرم حضرت محمدبن‌عبدا... صلي‌الله‌عليه‌واله و گواهي به امامت و ولايت ائمه طاهرين و معصومين و حضرت فاطمه زهرا صلوات‌الله‌عليهم‌اجمعين سفارش مي‌كنم همة شما را از پدر و مادر، اقوام و بستگان و همة برادران و خواهران مسلمان كه بنده خدا باشيد و طاعات خداي سبحان را بجا آوريد، سفارش مي‌كنم همه شما را به اينكه اطاعت از خدا و ائمه معصومين نمائيد، در زمان غيبت حضرت صاحب‌الزمان‌عج‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف مطيع امر ولي فقيه باشيد و اكنون ولي فقيه ما امام بزرگوار، رهبر عزيز انقلاب اسلامي حضرت امام خميني هستند، مبادا فريب بخوريد، مبادا شما را گول بزنند. اكنون مملكت ما در وضعي قرار گرفته كه منافقين و كفار با شيطنت و وسوسه مي‌خواهند. نظام اسلامي را در جمهوري برهم بزنند، لذا از شهادت جوانان در جبهه‌ها جوانان و پيروان در جبهه‌ها بايد درس آموخت كه چگونه به مانند سرور و سالارشان حسين (ع) و يارانش براي حفظ دين جدش « اسلام » خون سرخشان را نثار كردند و درخت اسلام را آبياري نمودند، برماست كه خون و حركت خدايي‌شان را پاس بداريم و راه آنان را به رهبري حضرت امام خميني براي اقامه قسط و عدل تا پيروزي اسلام عزيز ادامه دهيم و دشمنان اسلام و انقلاب اسلامي بايد بدانند ملت ما ملت كوفه نيستند كه امام حسين (ع) را تنها گذارند، ما با بيعتي كه با امام بستيم او را تنها نخواهيم گذاشت و اسلام را رها نمي‌كنيم و تن به ذلت و خواري نمي‌دهيم.
   لذا جهت اداي فريضه بخاطر عهد وپيمان كه با خداي خودم بستم، خود را براي خدمت سربازي معرفي نمودم و بعد از آموزش به دژباني پادگان و ويژه تيپ بيست‌وسه نوهه افتادم اما متوجه شدم يكي از برادران سرباز كه متاهل بود به جبهه‌هاي كردستان افتاد كه سخت ناراحت و به شدت مي‌گريست. قبل از اينكه او متوجه شود خود را به فرمانده رساندم و گفتم مرا به جاي او به كردستان بفرستيد تا شايد خداوند مقدر نمايد تا انشاا... شهادت نصيبم گردد.
   فرمانده پذيرفت و به كردستان رفتم، هر وقت براي حمله داوطلب مي‌خواستند اولين كسي بودم كه داوطلب مي‌شدم و تصميم گرفتم تا پايان خدمتم و بعد از آن في‌سبيل‌الله بجنگم انشاءالله خداوند اين نيت بنده را بپذيرد.
   اما سخني با شما پدر و مادر عزيز و ارجمندم، برادران و خواهران عزيز و ارجمندم، برادران و خواهران عزيز و بزرگوارم مي‌دانم مشكلات زيادي را در زندگي متحمل شده‌ايد و براي شما شنيدن شهادت من بسيار دشوار خواهد بود. بدانيد افتخار شهادت نصيب هر كسي نمي‌شود و خدا خودش مي‌داند چه كسي و چه خانواده‌اي مستحق اين پاداش است اگر افتخار شهادت نصيبم گشت خدا را شكر كنيد، زيرا آرزوي بنده هم همين بود كه در راه اسلام شهيد شوم و در بهاي سعادت به رويم گشوده شود تا انشاءالله در بهشت در كنار انبياء و پيامبران خدا بنشينم، پس اگر به اين آرزويم رسيدم خوشا بحالم و شما نيز افتخار كنيد كه خداوند اين سعادت را نصيب شما هم نمود.
   مبادا برايم زاري و شيون كنيد. مبادا با گريه و زاري خود دشمنان انقلاب و اسلام را خوشحال كنيد و شهادتم را با تبسم به مردم بگوئيد كه در چنين حالي دشمنان مايوس مي‌شوند. مبادا كاري كنيد در اثر گريه و شيون از اجر و پاداش من و شما كاسته شود صبر پيشه كنيد، قرآن بخوانيد كه اجر و پاداش در صبر و خواندن قرآن و نماز است. اگر خواستيد گريه كنيد بين خودتان آنهم براي مظلوميت مولايمان حسين (ع) و قاسم داماد گريه كنيد نه براي من، براي هفتاد و دو تن از ياران امام در كربلا گريه كنيد و ما بر اساس آيه كريمه قرآن «واتحسبن‌الذين قتلوافي‌سبيل‌الله امواتاً بل احياء عندربهم‌ يرزقون » بدانيد شهداي ما زنده‌اند و نزد پروردگارمان روزي مي‌خورند و ما مرده نيستسم.
   از شما پدر و مادر و برادران و خواهرانم و همه فاميلان و بستگان مي‌خواهم در هر كجائي كه هستيد از اسلام دفاع كنيد، پاسدار اسلام و خون شهداء و حافظ امام باشيد جامعه و روحانيت مبارزه و آگاه را حفظ كنيد، در مقابل دشمنان اسلام و انقلاب مقاوم و بي‌تفاوت به مصالح انقلاب نباشيد.
   بجاي اينكه براي من نگران باشيد، را هم را ادامه دهيد كه موجب آرامش روحم گردد و به اين شهادت و نصيب سعادت افتخار كنيد.
   در پايان از زحمات همة بستگان و فاميلان تشكر و سپاسگذاري مي‌نمايم و همچنين از پدر بزرگوارم و دائي‌هايم كه در هدايت و امر كارهاي خير مشفق من بودند و نسبت به ما محبت داشته‌اند بسيار سپاسگزارم.
   در خاتمه از دو برادر بزرگوارم مي‌خواهم مواظب پدر و مادر و ساير برادران و خواهرانم باشند و در هيچ حال آنها را تنها نگذارند و همة شما را به خداي بزرگ مي‌سپارم.


« اسلام علي‌الحسين و علي علي‌بن‌الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب‌الحسين »


       والسلام عليكم و رحمه‌ا... بركاه
                پانزدهم رمضان سال 1404 قمري

 


يادداشت مدير سايت

Portal Administration 2379091 2364 9.765625E-02 ITShomal.com